درباره کامو و چوگان

با توجه به تحقیقات به عمل آمده منطقه کامو گرانیکاه ایران محسوب می شود و از حیث قارهای ایجاد شده در کوه‌های مرتفع و سر به فلک کشیده، این منطقه از خاستگاه‌های اولیه پیدایش بشر بوده و ابزارهای سنگی به دست آمده در زمینه شکار حیوانات درکامو یکی از قدیمی ترین مراکز اسکان بشر بوده و بلندترین نقطه جغرافیایی استان اصفهان نسبت به سطح دریا می‌باشد و بقایای شکل گیری خشکی پس از فرورفتن آب اقیانوس اولیه حدود دو میلیارد سال از حیات این ناحیه می‌گذرد. حجاری، ساخت ابزارهای سنگی، پالایش مواد، پیدایش لوله‌های سفالین انتقال آب در هزاره سوم قبل از میلاد، ساخت استخرهای مهار آب، طراحی وسایل مخصوص پالایش ماست بنام مشک، تولید آهک، ساخت طلا در منطقه پا سنگ زر، سفالگری، ساخت تجهیزات کشاورزی، ابداع ورزشهای سنتی و ابزارهای مربوط به آنها مانند نبی بازی، کازو، کالاچ و غیره، ساخت قفلهایی مانند کلون، قالی بافی، سفره بافی، گلیم بافی، علم تولید آلیاژ در هزاره‌های قبل از میلاد، علم گیاه شناسی و طب سنتی، ترویج کشاورزی، رکورد بذر گندم و سیب زمینی، استفاده از چرم در امر حفاظت از مواد غذایی از دیر باز مانند قلیه و دیگهای روغن و مشکوله‌های نگهداری ماستینه، تولید زغال، ابداع تنورهای گلی، صنعت آهنگری، نساجی و پشم ریسی و.... از نبوغ منحصربه‌فرد این مردم است. لکن اگر بخواهیم از حیث تمدّنی و شهرنشینی منطقه را مورد بررسی قرار دهیم، آب عامل و منشأ شکل گیری هر تمدّن، شهر و یا اجتماعی کوچک است و شکل گیری جوامع کامو و چوگان نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. به علت عدم دسترسی به اسناد تاریخی مرتبط که در گذر زمان دستخوش آسیب های طبیعی و انسانی از جمله سرقت توسط بیگانگان شده است، زمان پیدایش کامو، چوگان و جوشقان که در مسیر رود کبیر کامو قرار دارند، به صورت دقیق مشخص نیست و یا تحقیقات تخصصی و گسترده ای می طلبد. اما طیّ تحقیقات کوچکی که صورت گرفته است مشخص شده که «رود کبیر کامو» یا «کاس رود» در دوران کهن دریاچه ای بزرگ بوده است. به طور مثال در کتاب "دانشنامه ی کاشان" اثر دکتر جهانشاه درخشانی می خوانیم که:

آشکارا ایرانیان در دوران ساسانی و پیش از آن، هنوز از وجود دریایی در نزدیکی کاشان آگاه بوده اند و در متن های آن دوران از این دریا یاد شده است. یکی از این متن ها "خداینامه" بود که ابن مقفّع آن را از پارسی به عربی برگردانده بود. اصل متن فارسی و عربی از میان رفته است، ولی مورّخان اسلامی به متن ابن مقفّع دسترسی داشته و در کتاب های خود از آن بازگو کرده اند. از جمله حسن ابن محمّد ابن حسن قمی (سده ی 4 هجری) از ابن مقفّع آورده و می گوید که قاسان(همان کاشان است) در آغاز دریا(دریاچه) بوده است و آن را «کاس رود» خوانده اند و دریا به تدریج پس خشکیده و خشکی پیشرفت کرده است . این گزارش با بررسی های علمی و نیز متن های مستقل دیگر هماهنگی دارد.

(دانشنامه کاشان – جلد 3 – بخش 3 – صفحه 91 )

با توجّه به نقل های سینه به سینه ای که از پیشینیان شده، زلزله ای مهیب یکبار تمدّن شکل گرفته در حاشیه ی این رود را زیر و رو می نماید و اگر با بدبینی، نقل گذشتگان را قصّه هایی برای سرگرمی در نظر بگیریم، حفاری های متعدّد و فراوان قاچاقچیان آثار تاریخی گواهی مستند بر وجود تمدّنی عظیم در پس نقاب خاک این دیار است که در صورت عدم پیگیری توسط مراجع و دستگاه های مربوط باید در آینده آثار تاریخی را در موزه های حوزه خلیج فارس جستجو نمود که شیخ نشینان قصد تمدن سازی و جعل تاریخ را از این طریق دارند (مانند آثار جیرفت کرمان...). قلعه ها یکی از آثار تاریخی است که مورد سرقت واقع نشده! ولی از حوادث طبیعی مصون نمانده اند و یا مهد ورزش باستانی چوگان بازی در گذشته های بسیار دور - که اکنون نیز بقایای دشت وسیعی بنام اسب ریز در بین دو منطقه ی کامو و چوگان وجود دارد - شاهدی بر این مدعاست.

از پیشینه ی تاریخی منطقه ی کامو و چوگان که بگذریم باید به جغرافیای منحصر به فرد آن اشاره کنیم. وجود رشته کوه زنجیره ای زاگرس باعث پدید آمدن یک منطقه ی سرد کوهستانی در میان دو طبیعت متضاد کویری کاشان و صحرایی برخوارومیمه شده است. سلسله جبال کرکس که در کامو و چوگان به قله ی گرگش منتهی می شود، هم از لحاظ ارتفاع بالا نسبت به سطح دریا و هم از لحاظ این که سدّی در برابر ابرهای بارشی است باعث ایجاد این پدیده گشته است و در نزدیکی یکی از گرم ترین نقاط کره زمین یعنی کویر کاشان، منطقه ای سردسیر و ییلاقی قرار دارد که تا خود به این منطقه شگفت انگیز سفر نکنید باور نمی‌کنید که در کویری گرم و سوزان تکه ای از این بهشت سرسبز و زیبا جاخوش کرده است. تنها با رفتن به کامو می توانید لذت برف بازی در نزدیکی کویر داغ راتجربه کنید و با دیدن زیبایی های منحصر به ‌فرد آن چشمان خود را نوازش دهید. کامو و چوگان یکی از آبادی های کاشان است که به علت داشتن آب و هوای خنک و کوهستانی از زمان های خیلی دور ییلاق کاشان، بخش کویری و گرمسیری کاشان و آبادی های تابعه آن بوده است. این منطقه در درّه ای با شیب ملایم قرار دارد و از دامنه های بلندیهای کرکس و گرگش آغاز می شود و به سمت جوشقان ادامه پیدا می کند. شهر کامو و چوگان در ارتفاعات قرار گرفته است و به دلیل آب و هوای معتدل سردسیری و رودخانه دائمی پر آب و فراوانی آبهای جاری دارای طبیعتی کاملاً سرسبز است و کوه های اطراف آن با پوشش انبوه درختان چشم اندازی وصف ناپذیر دارد. شغل اصلی مردم دامداری و کشاورزی است و محصولات سردسیری بسیار مرغوبی در آن کشت می شود. باغهایی با درختان انگور، گیلاس و آلبالو و... در این منطقه ی کوهستانی به وفور دیده می شود. کامو در چهار فصل سال تماشایی است. شکوفه های خندان باغهای میوه در بهار، درختچه ها و درختان سر به فلک کشیده سرسبز و گل ها و گیاهان وحشی و هوای خنک و دلپذیر در تابستان و طبیعت رنگارنگ آن در پاییز و چشم انداز ارتفاعات پر از برف و امکان اسکی آماتور آن در زمستان تنها گوشه ای از زیبایی های این خطّه ی دیدنی است. چوگان در حد فاصل کامو و جوشقان دارای طبیعتی بکر و زیباست .گلستانهای گل محمدی، مزارع کشت گندم و جو ، موستان های انگور ، باغستان های گردو و بادام زیبایی خاصی به این دشت بخشیده است .

موقعیّت جغرافیایی کامو و چوگان عبارت است از :

درحدود 20 کیلومتری شمال شهر میمه، حدود 85کیلومتری جنوب‌غربی شهر کاشان. کوه گرگش (بلندترین قله ۸۹۵، ۳ متر) از شمال، کَمَر خَرونْجِن از شمال‌شرقی، کَمَر سیاه (ارتفاع ۶۳۰، ۳ متر) ازمشرق، کَمَر سفید (ارتفاع ۹۵۰، ۲ متر) و قُرُقْچی از مغرب و چال و پارَند/ پَرَند از شمال‌غربی آن را احاطه کرده‌است.

فرهنگ و آداب و رسوم مردم کامو و چوگان مانند سایر مناطق کشور عزیزمان برخواسته ای از باورهای اصیل اسلامی ایرانی و سیقل خورده در طول ادوار است که متاسفانه با هجمه ی شدید فرهنگی از جانب دشمنان کم کم در حال دگرگونی است و بسیاری از رسوم گذشته رنگ باخته و به دست فراموشی سپرده شده اند.

به طور مثال رسم مردم کامو در گذشته این بوده است که ۳۵ روز پیش از نوروز (روز اول سال محلی ) مردان به زنان هدیه‌ای بدهند که به آن «اسفندی» می‌گویند که با کمال تاسف این رسم مشابه رسم هدیه روز والنتین است و باید گفت:« سال ها دل طلب جام جم از ما میکرد /  آنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می کرد». از جشن‌های دیگر محلی جشن «قوچ پاچن» (قوچ:گوسفند نر) است. در این جشن مردم به شاخ قوچ‌ها انار می‌آویزند تا بره‌های بیشتری به‌دنیا آورد.  قالی و سفره‌بافی از صنایع دستی اصلی محل (بوده!!!) است. سفره های کامو شهرت جهانی داشته و در رده گرانترین دست بافت ها محسوب می شود. این گفته ی ما نیست و "پرویز تناولی" پژوهشگر و مجموعه دار معاصر در کتاب خود به نام "سفره های کامو" ، به تفصیل به شرح پرداخته است.

زبان مردم کامو از گویش‌های ایرانی مرکزی است و در گذشته ای نه چندان دور تمامی افراد از کوچک به بزرگ حتی کسانی که سالیان دراز در خارج از محل بوده و با زبان فارسی صبحت می‌کنند هنگامی که وارد وطن خود می‌شدند با زبان محلی تکلم می‌کردند اما با روالی که در پیش روست، این گویش تا سه نسل آینده از حافظه ی تاریخ پاک خواهد شد... . ادوارد براون انگلیسی که در زمان ناصرالدین شاه قاجار در تاریخ چهارم اکتبر 1887 میلادی تا سپتامبر 1888.م به صورت یک جهانگرد به ایران آمده و کتابی به نام «یکسال در میان ایرانیان» را به رشتة تحریر درآورده هنگام عبور از کاشان به اصفهان توقف کوتاهی در روستای قهرود داشته و تحقیق مختصری را در مورد این زبان انجام داده است. او می‌نویسد:

« راجع به مبدأ و چگونگی پیدایش این زبان از مردم سؤال کردم ولی آنها نتوانستند جوابی به من بدهند و همین قدر گفتند که فارسی قدیم است. در ایران فارسی قدیم به تمام لغات و ریشه‌هایی اطلاق می‌شود که در زبانهای پهلوی جدید و پهلوی قدیم و ریشه‌های سانسکریت وجود داشته است. اما این زبان محلی یک رشته زبان تقریباً مستقلی است که در قسمت مهمی از ایران و با تغییر لهجه متداول می‌باشد و زبان نطنزی همین زبان است. این زبان همچنین با زبان زردشتیان یزد و کرمان قرابت زیادی دارد ».

خلاصه کلام این که این جا سرزمین عطر و گلاب است که دامنی معطّر از گل‌های معطر محمدی دارد و خاکش مبارک است به پینه‌ی دستان مردانِ غیرت و زحمت و نان حلال. خاکی که لایق بهتر از آنچه که هست، بوده و هست. مأمن مادران عشق است و موطن رویش فرزندان ایثار و شهادت...

امـّـا اگر از تعارف و تعریف بگذریم نکته ی مهم در اینجاست که تهاجم فرهنگی به صورت غیر مستقیم باعث این دگردیسی شده است و عامل اصلی و مستقیم معذل مهاجرت است که جذبه های کاذب شهرنشینی و چشمُ هم چشمی از یک سو و کمبود امکانات رفاهی از سویی دیگر باعث گردیده که علی رغم دو و نیم برابر شدن جمعیت کشور در نیم قرن اخیر، جمعیت ثابت کامو به نصف در پنجاه سال گذشته کاهش یابد و این کمبود جمعیت از طرفی مانع از جذب امکانات شایسته و بایسته به کامو و چوگان شده و باعث رنجش اهالی ساکن گشته و از نیز امکانات موجود در کامو را تحت الشعاع قرار داده است.

در پایان این مقدمه ی نسبتاً طولانی باید یادآور شویم که اگر تدوین و جمع آوری اطلاعات برای شناسنامه فرهنگی اجتماعی ، منجر به عمل گشته و راهی را برای سالمندی هموار کند و مدرسه ای را برای آینده ی کودکی ارتقاء دهد و شغلی را برای جوانی ایجاد کند، بسیار کار پسندیده ای است و جای عرض خداقوت به بانیان آن دارد. ولی اگر به صرف یک کار سفارشی اداری و چاپ کتاب ها و بروشورهای رنگی و گلاسه باشد...

و توفیق از جانب خداوند است